نام کاربری:
پسورد:
اعضای انجمن(92) صفحه اصلی انجمن مقررات عمومی انجمنها و اختصاصی این انجمن نظرات انجمن
جستجوی انجمن
مدیریت انجمن:

مهدی عزیزی

آی سئل (matanat )    

آذربايجان، موسيقي و حاكميت فرهنگي

منبع : 1- جامعه‌شناسي- گيدنز، آنتو
درج شده در تاریخ ۸۹/۱۲/۰۱ ساعت 22:07     بازدید: 393 نفر
 

 

نویسنده:رامین جباری

جوامع ابتدايي پيشتر از دوراني كه به اختراع بزرگ خط و كنابت توفيق يابند، راههايي را براي تثبيت و انتقال فعاليتهاي اجتماعي و ذهني خود جستجو كردند. اين جستجو كه بازتاب شناخت انسان از امور اجتماعي بود منجر به كشف شگردهايي شد كه آنان را قادر ساخت بخش‌هاي وسيع و اساسي در تاريخ، فرهنگ و هنر خود را در قالب‌هاي معين و تعيين شده‌اي ريخته و به حفظ آنها بپردازند. هر قبيله و طايفه به فراخور طبيعت و محيط زندگي، شيوة معيشت و روابط توليدي و نوع مبارزه و جدال جهت ادامه بقاء خود به انديشه پرداخت و به كشف روشهايي نايل آمد اين روشها محصول انديشه و تجربه‌اي بود كه گاه به بهاي بسيار گراني به دست آمد چگونگي يافتن روشهايي كه بتواند به حفظ و بقاي تجارب گذشته منجر شود، خود به بروز انديشه و مبارزه‌اي جديد منجر شد. به غير از پيدا كردن چارچوبهاي عرفي جهت تضمين و حفظ دستاوردها و تجارب گذشته، متعاقباً راهكارهاي شفاهي متفاوتي براي بقا اين باورها پديدار شد كه موسيقي، يكي از برجسته‌ترين اين اشكال است.

موسيقي به منزله‌ي جزئي از فرهنگ هر جامعه، بر طبق سلايق فرهنگي آن جامعه توسعه مي‌يابد و به بخش نمايان و گوياي آن فرهنگ مبدل مي‌شود. بنابراين آنچه كه علم و مباني نظري موسيقي هر قوم را به شكل خاص در مي‌آورد جرايانهاي فرهنگي و حركتهاي اجتماعي مي‌باشد كه در تاريخ آن قوم روي داده است. اين هنر كه از آغوش طبيعت برخاسته و در آن صيق خورده، همواره يكپارچگي خود را با جامعه نمايش داده و با تحول جامعه شكل هماهنگي يافته است همانند ديگر هنرها به مثابه آيننه‌اي براي فرهنگي كه حاكم بر اوست بوده و بدين ترتيب با رنگي كه از فرهنگش به خود گرفته، رها از مرزهاي حكومتي- سياسي ابرازگر كيفيت فرهنگ منطقه شده است. موسيقي به عنوان شاخه‌اي از فرهنگ، اصل قوم پرستي فرهنگي را در نهاد خود جاي داده است.

موسيقي و به طور كلي هنر همانند ديگر مفاهيم انتزاعي و غيرعيني متعلق به فرهنگ در ذهنيت انسان قرار گرفته و به شخصيت افرادي كه در فضاي واحد فرهنگي زندگي مي‌كنند، شكل مي‌دهند. ؟؟؟؟ در تأييد پيوستگي فرد و فرهنگش اين نظريه را به صورت خلاصه در آورده و مي‌گويد: «فرد و جامعه‌اش مقدمه و نتيجة يكديگرند: هر فرد در يك زمان هم خالق جامعه است و هم مشخص‌ترين محصول جامعه» پس شخصيت انسان جلوه‌اي از محيط اجتماعي و فرهنگي خويش مي‌باشد كه در درون وي تعبيه شده است.

چنانچه ذكر شد جوامع بشري در مسير زندگي خودشان، فرهنگشان را متناسب با شيوة زندگي، روابط توليدي، نوع مبارزه و ديگر عوامل اجتماعي شكل داده و فعاليت‌هاي هنري‌شان را در چهارچوب شرايط و ضوابط اجتماعي-فرهنگي كه در طول تاريخ بدست آورده‌اند، انجام مي‌هند. موسيقي آذربايجان هم از اين قاعده مستثني نيست و كليه گونه‌هاي موسيقي آذربايجان (1- موسيقي ملي، 2- ملي- حرفه‌اي، 3- شفاهي- حرفه‌اي) براساس نيازهاي اجتماعي و انساني از درون مجموعه هنر شفاهي كهن اين ملت جنبه‌هاي متعالي‌تري يافته است.

موسيقي آذربايجان همانند ديگر موسيقي‌هاي شرق مبتني بر سنتهاي شفاهي است و در سايه تأثير فولكلور آذربايجان شكل مخصوص به خود يافته است پس با استفاده بر اين اساس كه عمده‌ترين خصوصيت فولكلور همگاني بودن آن است مي‌توان گفت كه موسيقي فولكلور توسط همگان خلق شد، بدست مردمي كه متعلق به اين حوزة فرهنگي هستند، فرم يافته و از نقطه نظر مضمون و ايده به نمونه عالي هنري تبديل شده است.

موسيقي آذربايجان با بهره‌گيري از تجربه و علم موسيقي غرب و با حفظ هويت آذربايجاني به عالي‌ترين درجه هنري خود رسيده است. آنچه كه در مقابل اين تكامل رنگ باخته، هويت اكثريت صاحبان اين موسيقي است در واقع بيگانگي كه مردم آذربايجان ساكن در ايران با موسيقي آذربايجان دارند در نتيجه تأثير فرهنگي مي‌باشد كه بر حوزه سياسي ايران حاكم است.

شواهد تاريخي بيانگر آن است كه ايران در طول 5 هزار سال گذشته، هيچگاه مسكن قوم واحدي نبود و حتي تنوع اقوام در شرايط فعلي آن نيز بارز است و هر يك از اقوام داراي هويت فرهنگي خاصي مي‌باشند.

فرداي جانرت در كتاب ارتباط ميان فرهنگي در مورد هويت فرهنگي مي‌نويسد: هرگاه اعضاي يك جمعيت به طور آگاهانه خود را در يك گروه، بدانند كه در سلوك با يكديگر از يك نظام مشترك، معني و هنجار برخوردارند داراي هويت فرهنگي مشترك مي‌باشند در واقع احساس هويت تركيبي است از همساني‌ها و ؟؟؟؟ (جانرت) به عنوان مثال ذهنيتي كه يك آذربايجاني ساكن در ايران از موسيقي دارد با ذهنيت يك عرب ساكن در ايران از موسيقي متمايز است يك فارس ايراني هم در برخورد با موسيقي قوم ديگر همين تفاوت را احساس خواهد كرد. اين همان احساس هويت است كه در روح افراد هر قوم تعبيه شده است، حوزة فرهنگي كه افراد در آن احساس همساني مي‌كنند، محدوده‌اي جدا از مرزهاي سياسي-حكونتي است و شايد امتداد اين حوزه تا درون كشور و يا كشورهاي ديگر ادامه يابد. موسيقي آذربايجاني به عنوان بخشي از هويت فرهنگي ملت آذربايجان متعلق به افرادي است كه در حوزة اين فرهنگ زندگي مي‌كنند محدوده‌اي كه هم تمام مناطق آذربايجاني زبان ايران و هم جمهوري آذربايجاني را در بر مي‌گيرد. روز موسيقي كه به مناسبت 17 سپتامبر مصادف با روز تولد بزرگ مرد آذربايجاني (اوزئيير حاجي بيگ اف) نامگذاري شده، تنها متعلق به جمهوري آذربايجان نيست بلكه به همه آذربايجاني‌ها تعلق دارد. چون كه فولكلور و سنت‌هاي شفاهي كه اساس موسيقي آذربايجان است كه هيچگاه نمي‌توان محصور در مرزهاي سياسي دانست،

اين سخن هيچگونه تهديدي نسبت به هويت ملي و يا تماميت ارضي ايران نيست زيرا كه شكل‌گيري هويت ملي در گروي نفي هويت فرهنگي قوميت‌هاي ساكن در ايران نمي‌باشد. حاكميت عدالت نسبت به قوميت‌ها از طرف قدرت مركزي شرط اصلي حفظ هويت ملي است و شناساندن موسيقي قوميت‌ها به صاحبانشان براساس عدالت.

آنچه كه موسيقي آذربايجان، به طور كلي فرهنگ قوميت‌ها و در نتيجه آن هويت ملي را در همه اجزاي ساختاري دچار بحران و تزلزل مي‌كند نقابي است كه از هويت ملي بر صورت قوم‌مداري كشيده شده و يا ايجاد نابرابري در معادلات فرهنگي نوعي استثمار درون كشوري را بوجود آورده است. در واقع منبع اين استثمار قدرت است نه فرهنگ، اين همان نكته‌اي است كه مي‌گويد هر جا تفاوت باشد، قدرت وجود دارد و اين دارندگان قدرت هستند كه دربارة معناي تفاوت تصميم مي‌گيرند.

«در ايران مشكل از آنها آغاز مي‌شود كه براي پاسداري از تعريض خاص از همبستگي ملي، آگاهانه يا ناآگاهانه شرايط ايجاد مي‌شود كه سهمي از جمعيت يا موزه‌هاي قدرت، به ويژه قدرت مركزي به نوعي قوم مداري دست زند» ارتباط ما و موسيقي‌مان قرباني اين بينش عجين شده با استعمارگري بوده و هست. موسيقي‌اي كه در اين شرايط نامي رسمي و اصيل پيدا كرده طبعاً موسيقي‌اي مي‌باشد كه فرهنگ حاكم دارد موسيقي فرهنگي كه در اجتماعي طبقاتي به صورت فرهنگ محكوم ظاهر مي‌شود نامي محكوم‌وار بخود مي‌گيرد.

عدم پخش موسيقي آذربايجاني در راديو و تلويزيون ايران به شايستگي آنچه كه هست، كيفيت پايين آموزشگاههاي موجود، نبود كنسرتهاي كافي و غيرمتمركز، بطور كلي اوضاع فعلي ارتباط مردم آذربايجان ساكن در ايران با موسيقي‌شان كه نتيجه عدم توجه به سرمايه فرهنگي اين قوم مي‌باشد، موجب كاهش يا قطع ارتباط ذهني مردم آذربايجان با بخشي از فرهنگشان و ناآگاهي از جايگاه موسيقي آذربايجان درمقايسه با موسيقي شرق شده است اين شرايط زمينه را براي فرهنگ‌پذيري و در درون آن موسيقي‌پذيري قوم‌هاي ديگر مهيا مي‌كند.

موسيقي زاييدة تركيب اصوات است، پس انتقال اين هنر به صاحبانشان مستلزم وجود وسيله ارتباطي است كه قادر به پخش صوت باشد اين عملي است جدا از حيطه فعاليت نشريه‌ها، در صورت كه تلويزيون و راديو فرهنگ همه اقوام را به رسميت نشناسند و در زير لواي اين تفكر موسيقي آنها را در برنامه‌هاي پخش خود نگنجانند، وجود نشريه موسيقي اقليت‌هاي قومي بيشتر نقشي دموكراتيك‌نما براي ادامه دادن حاكميت فرهنگي پيدا مي‌كند تا نقش فرهنگي.

براي آن كساني كه جامعه اطلاعاتي را به عنوان ابزار يكسان‌سازي افراد مي‌پندارند دانستن اين نكته ضروري است كه جامعه اطلاعاتي بيش از هر جامعه‌اي، جامعه‌اي فرهنگي است يكي از ويژگي‌هاي اين جامعه افزايش رو به رشد آگاهي‌هاي قومي-فرهنگي بعنوان بخشي از هشياري اطلاعاتي جهانيان است تا اينكه موجب تقويت نيروهاي گريز شود اما شرايط كنوني در ايران نشانگر آن است كه جامعه اطلاعاتي در اين سرزمين رسالت خود را فراموش كرده است. بواسطة جامعه اطلاعاتي بسط موسيقي و ديگر عناصر فرهنگ حاكم در مناطق قومي باعث شده كه قوميت‌ها در انتخابي اجباري مجبور به شنيدن و ديدن موسيقي و رفتار ديگران شوند.

موسيقي آذربايجان در سايه توجهي كه جمهوري آذربايجان در سطح دولتي به اين هنر (به عنوان بخشي از فرهنگ ملتش) نشان مي‌دهد شكل تكامل يافته خود را حفظ كرده است پس آنچه كه تحت تأثير حاكميت فرهنگي تخريب ميظشود ما هستيم نه موسيقي‌مان. در شرايطي كه ما هستيم هيچگاه موسيقي‌مان را باز نخواهيم يافت، مگر اينكه موسيقي و به طور كلي «حقوق فرهنگي» قوميت‌هاي ساكن در ايران در سطح دولتي كاملاً پشتيباني شود. (حقوق فرهنگي عبارتست از دسترسي همه انسانها به حق استفاده از فرآورده‌هاي فرهنگي و حق اشتراك در امر توليد فرهنگي) بعبارت ديگر تنها مسيري كه به موجب آن ما و ساير قوميت‌ها توان حفظ هويت قومي خود را در زير چتر هويت ملي خواهيم داشت كثرتگرايي است.

 

 



تحفه درویش(rangarang )
۸۹/۱۲/۰۲ - 01:24
ممنونم
یاشاسین آذربایجانی وآذری لری
یاشاسین ملته هویت گازاناناریchox:Daz
میلاد حیدری(mili )
۸۹/۱۲/۰۲ - 01:57
تحصیل به زبان ترکی یکی از نیازمندیهای اساسی مردم ترک ایران است که بی توجهی به آن می تواند عواقب ناخوشایندی را به دنبال داشته باشد.
باور اکثریت مردم ترک ایران بر این است که مسئولین کشور با این نیازمندی معنوی مردم کشورمان بیگانه نیستند، اما تمامیت خواهان و انحصار طلبان فرهنگی و شوونیستها که می خواهند زبان و فرهنگ و ادبیات غنی و متنوع ایران را فقط در قالب تنگ زبان فارسی بگنجانند و ایرانی بودن را تنها فارس بودن
تبلیغ کنند ، با پیش کشیدن تصورات واهی،مسئولین مملکتی را در اجرای اصول 15 و 19 قانون اساسی دچار تردید می کنند.
محمد امراه(tabrizbayi )
۸۹/۱۲/۰۲ - 02:18
@};-ياشا
حامد حسین زاده(mavi )
۸۹/۱۲/۰۲ - 21:46
yasha
@};-@};-
y a k a m u z(guevara )
۸۹/۱۲/۰۵ - 17:32
YASHASIN
آی سئل(matanat )
۸۹/۱۲/۰۵ - 17:58
چوخ ساغ اولون دوستلار
آلتای(kimyaci )
۸۹/۱۲/۰۵ - 23:32
=Dchox


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
نام کاربری:
پسورد:
اپیلاسیون (خانم خانما)اپیلاسیون (خانم خانما) چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغاتسریع ترین اینترنت هوشمند میانهاهنگ بسیار زیبا و پر طرفدار میگن هیچ عشقی تو دنیا از مهدی احمدوند اولین استودیو صدابرداری و آهنگسازی در میانه (در سطح حرفه ای) *Aytay-studio* دار قالی و دخترک30%تخفیف ویژه پنل,مختص ثبت نام کنندگان آنلاین در اس ام اس سامانهفروش قطعات تفکیکی ویلایی در آچاچی 09148025615اگه نگیم و نخندیم پیاز میشیم و می گندیم
کاربران آنلاین


مسئولیت کلیه مطالب به عهده نویسندگان و ارسال کنندگان آن است